ده سال پيش هنگامي كه درگرماي طاقت فرساي تابستان خبر جانسوز تعرض به دانشجويان را شنيدم تنها يك حسرت خوردم و آن اينكه چرا دو روز قبل از حادثه تهران را ترك كردم . شايد اين اظهارنظر برايتان جالب باشد اما باور كنيد مي خواستم باشم تا مظلوميت دانشجوياني را ببينم كه تاوان دوم خردادي را پس مي دادند كه خاتمي قهرمانش بود . بعدها اما دانشجويان به خاتمي هم اعتراض كردند و او را محافظه كار خواندند ليكن گذشت زمان ثابت كرد خاتمي پيش از هر كس جسور و آزادي خواه و انقلابي است اما اصل انقلاب را چنان دوست دارد كه حاضر است مورد شديد ترين نقدهاي گاه غير منصفانه قرار گيرد تا پايه هاي جمهوري اسلامي مستحكم تر از گذشته شود . و اكنون ده سال از آن روز تلخ مي گذرد ؛ حرمت دانشجو و دانشگاه خواسته و نا خواسته شكسته شده و اين براي همه دلسوزان انقلاب نا گوار است . ياد و خاطره كوي دانشگاه را گرامي مي داريم و اميدواريم زخم هاي كهنه دانشجويان با تداوم اصلاحات التيام يابد.
امروز دهم تير ماه روز صنعت و معدن بود. روزي كه مي بايست براي ما اردكاني ها حال و هواي ديگري داشته باشد اما همه چيز مي گذرد و آب از آب تكان نمي خورد . منابع و ذخاير عظيم معدني شهرستان در حالي با سرعت غير قابل مهار در حال برداشت است كه يا عوايدي از آن نصيب مردم اردكان نمي شود و يا آنقدر ناچيز است كه نگفتنش به از گفتن . دراين بين اما هستند كساني كه خون جگر مي خورند وكساني كه پول پارو مي كنند و مسوولان بي حال و فارغ از هر دو گروه سرگرم ميز خويشند و گاهگاهي در صحبت هايشان با ارائه آمار و ارقام سرمست مي شوند و بادي در غبغب خويش مي اندازند انگار كه خود كاشف و بهربردارند و البته در فكر مردم. سال هاست اردكان در حسرت داشتن سنديكاي از معدنكاران شهرستان روزگار مي گذراند و واگن واگن و كاميون كاميون مواد معدني به بهايي ناچيز از شهر خارج و با قيمتي چندين برابر باز مي گردد. محيط زيست ؛ منابع طبيعي و جاده ها تخريب مي شود و اينها بخشي از بهره مردم اردكان است . معدنداري را مي شناسم كه روزانه تا هزار تن خاك صنعتي از شهرمان برداشت مي كند و حاضر نيست حتي جاده و مسير دسترسي به معدنش را حداقل سرو ساماني دهد و تاسف بار تر آنكه ايشان حتي براي برخي از مسوولان تره هم خرد نمي كند . اينها بخشي از درد هاي مردم است كه شما از كسي مي شنويد كه زندگيش از معمر معدن تامين مي شود اما ساكت بودن را گناه نا بخشودني ميداند گرچه بايد گفت :
دست ما كوتاه و خرما بر نخيل.
بيست ونهم خرداد سال 1356 ؛ خورشيد عمر پر بركت مردي به خاموشي گرايد كه بي شك از معدود چهره هاي ماندگار در تاريخ انقلاب ايران است . دكتر علي شريعتي در عمر كوتاه اما تاثيرگذار خويش همواره بر اصولي پاي فشرد كه اكنون به ذائقه بسياري خوشايند نيست . او انقلابي بودن را تنها در عمل باور داشت و همواره بر اصلاح امور و بهبود اوضاع تاكيد داشت .خدمات معلم بي بديل انقلاب اما اكنون خواسته و ناخواسته از سوي برخي از كساني كه همواره با او و آراء و نظراتش مخالفند ناديده انگاشته مي شود اما كيست كه اثر بخشي شريعتي را خصوصا" در بين جوانان و دانشجويان و روشنفكران باور نداشته باشد . و امروز پس از سه دهه كتابهايش همچنان تازه و پر محتواست. شريعتي مطلق نبود اما به يقيين سزاوار توجه بيشتر است . بايد انديشه هايش بازخواني و بازنگري شود و شايسته است تا ما قدردان خادمان به كشور و انقلاب باشيم . شريعتي هر چند عمرش به حلاوت پيروزي انقلاب پيوند نخورد اما يادو نام او به عنوان معلم راستين انقلاب همواره جاودان خواهد بود.او جستجو گري بود كه در مسير شدن گام برداشت و عاقبت در راه هدفش جان باخت............
و تقدير بار ديگر عزادارمان كرد . درگذشت غم انگيز بانوي فاضل و متدين سركار خانم سنايي باعث حزن و اندوه فراوان شد . اين مصيبت جانگداز را به نماينده سخت كوش ؛ پرتوان و مردمي شهرمان جناب آقاي دكتر تابش و فرزندان عزيز آن مرحومه تسليت عرض نموده ؛ از خداوند منان بقاي عمر بازماندگان را خواستاريم.
نظري پس از سال ها و در آستانه انتخابات رياست جمهوري ايران كه در سال آينده برگزار خواهد شد از محبوبترين چهره سياسي ايران شكايت مي كند . اصلا" هم تعجبي ندارد چرا كه به نظرم خيلي هم دير شده است. خاتمي بايد در همان روزهاي پس از رياست جمهوريش از صحنه سياسي ايران حذف مي شد تا چهار سال بعد براي مدعيان آزادي و عدالت سد راه نشود . اما اينگونه نشد و او بر قلب هاي ميايونها ايراني حكومت كرد و تنها سياست را در بين مردم و براي مردم پيگيري نمود . خاتمي اكنون و در حالي كه اصلا" تمايلي براي رياست جمهوري ندارد مورد شديدترين تخريب ها و هجمه ها واقع شده تا مبادا كانديداي رياست جمهوري گردد و يا لااقل به فكرش باشد . پر واضح است كه اقبال عمومي به خاتمي پس از نمايش ضعيف دولت نهم صد چندان شده است و افسوس كه عادت كرده ايم بزرگان خودرا سر ببريم زيرا تصور مي كنيم فضا را براي ما تنگ كرده اند. خاتمي براي نظام يك فرصت است پس تلاش كنيم قدر فرصت ها را بدانيم گر چه ما همواره فرصت سوز بوده ايم و بس.
پرسپوليس درست در لحظاتي كه نااميدي بر اميد چيره شده بود قهرمان ليگ برتر ايران شد و قلب ميليونها هوادار را شاد كرد . در اينكه پرسپوليس قبل از اين بازي نيز قهرمان بود شك نكنيد اما حكايت آن شش امتياز لعنتي كه تيم را تا مرز نابودي پيش برد هنوز باقي است. عوامل زيادي در اين قهرماني دخيل بودند كه بي شك وجود قطبي از هر حيث قابل تامل است . افشين با ورود به جرگه مربيان ليگ ايران چه از حيث فني و چه از لحاظ اخلاقي درس هاي بزرگي براي فوتبال ما به ارمغان آورد كه اميدواريم همچنان شاهد حضور ايشان در سطوح مختلف فوتبال كشورمان باشيم . اما ليگ در ظاهر پايان خوشي داشت اما به عنوان يك هوادار پرسپوليس بايد نهايت تاسف خود را از جايگاه تيم استقلال اعلام كنم چرا كه نزول اين تيم و يا تيم هاي مشابه تنها به فوتبال ما ضربه مي زند و بس. كالبد شكافي ليگ برتر پس از فروكش كردن هيجان ها مي تواند ما را براي رسيدن به سر منزل مقصود در فوتبال ياري كند امري كه اميدواريم كارشناسان از آن غافل نشوند . به هر حال قهرماني پرسپوليس را با تاخيري 24 ساعت به همه دوستداران اين تيم تبريك مي گويم . به اميد موفقيت تيم ملي در عرصه هاي بين المللي .
نطق پيش از دستورامروز نماينده شهرمان را در مجلس شوراي اسلامي براي چندمين بار مرور كردم . راستش را بخواهيد پيش از هر چيز خوشحالم و افتخار مي كنم كه به عنوان جزء كوچكي از مردم بزرگوار تمام تلاشم را به كار گرفتم تا ايشان براي سومين بار به مجلس راه پيدا كند . به مردم عزيز اردكان نيز به خاطر اين انتخاب شايسته تبريك مي گويم . به آناني كه به هر دليل به ايشان راي ندادند هم فقط يك نكته مي گويم و آن اينكه همه چيز در عرصه رقابت به پايان رسيده اگر چه ناملايمات فراوان بود اما اكنون بايد به ايران عزيز و اردكان سرفراز بيانديشيم و تمام توان خويش را براي آباداني و توسعه اردكان ار هر حيث به كار بنديم . شهرمان علي رغم پيشرفت هاي خوب و قابل تحسين طي سالهاي اخير متاسفانه همچنان داراي كاستي ها و كمبود هاي زيادي است كه اميدواريم به همت مردم و نماينده سخت كوش مشكلات مرتفع گردد.
و هنگامي كه ديگران نايي براي مداوايم نداشتند ؛ تو و فقط تو اي فرشته سفيد پوش آسماني تنهايم نگذاشتي تا تحمل درد برايم آسان شود و اگر مهرباني صبورانه ات نبود من تاب و توان خويش را از كف داده بودم ؛ تو عزيزي و چون گل لطيف و خداوند تو را براي هميشه پاينده و پايدار بدارد كه روحبخش جانهاي خسته اي. سلام و درود بر تو اي پرستار و روزت گرامي باد . زاد روز بانوي صبر و استقامت ؛ پيام رسان نهضت خونين كربلا حضرت زينب (س) تهنيت باد.
آقاي رئيس جمهور سلام
سخنان شما را در سفر به قم چندين بار خواندم و متاسفم كه بگويم شما همچنان در توهم دوران تبليغات انتخابات رياست جمهوري به سر مي بريد . مي پرسيد چرا ؟ پاسخ ساده و روشن است . شما اكنون دو سال و اندي است كه سكان هدايت دولتي را به دست گرفته ايد كه خدا را شكر از همراهي و همگامي اكثريت نمايندگان و نيز كانون هاي قدرت برخوردار است و بي انصافي است اگر ارادتمنداني را كه همواره مدح شما گفته اند را به حساب نياوري . البته چند منتقد دست خالي هم داريد كه تكليف آنان مشخص است زيرا به بيگانگان وابسته اند . مي ماند وزراء كه خود با كار كارشناسي انتخاب كرده ايد و هر موقع نيز صلاح دانسته ايد يا گوش به فرمان نبوده اند را عزل كرده ايد . تا اينجا همه چيز عادي است و حق شما است كه از قدرت و مقام خود در راستاي برنامه هايتان بهره ببريد اما شما اين حق را نداريد كه هر موقع و هر جا كم آورديد از مافيايي سخن بگوييد كه قصد به زمين زدن دولت شما را دارد اما مردمي كه به شما راي داده اند حق ندارند آنها را بشناسند . چرا از معرفي آنها ابا داريد . آقاي احمدي نژاد ! اگر در زمان تبليغات انتخاباتي اين حرف ها را مي زديد پذيرفتني بود اما امروز كه بيش از نود درصد قدرت يادر اختيار شماست و يا همراهتان ديگر اينچنين حرف زدن وتنها ديگران را محكوم كردن در شان يك رئيس جمهور اسلامي نيست . صادقانه يا بپذيريد كه توان اداره كشور را نداريد و يا دست هاي كه مي خواهيد قطع كنيد را هر چه سريعتر به مردم معرفي كنيد .گراني و تورم پشت مردم را خم كرده ؛ فساد اداري بيداد مي كند ؛ سياست خارجي وضعيت مطلوبي ندارد ؛ مردم گله مندند ولي صبور چون نظام اسلاميشان را دوست دارند و شما گر چه تلاش مي كنيد اما بهتراست اول ايران را بسازيد و آنگاه به فكر اصلاح وضعيت جهان باشيد .
ناگوارتر از مرگ شماتت دشمن است.
اي كاش مي شد بسياري از چيزها را نديد و يا لااقل درك نكرد ؛ امروز بيش از يك ماه است كه مطلبي را ننوشته ام اما به اندازه تمام عمرم براي نوشتن و درد دل كردن سوژه و مطلب دارم . ايام سخت تبليغات انتخاباتي كه شايد طي سالهاي گذشته از هر حيث بي نظير بود ؛ انتخاب مجدد مهندس تابش و پس لرزه هاي اين انتخاب ؛ عيد نوروز ؛ ديدار با دكتر سيد محمد خاتمي و.... همه و همه گفتني هاي بسياري دارد كه شايد روزي حداقل براي دل خودم هم كه شده آنها را بنويسم . آشنايي با جوانان پر شور و شعور و نيز شناخت انسانهاي كه تنها نام انسانيت را يدك مي كشند و براي پيروزي و رسيدن به مقصود از هيچ بي شرمي و هتك حرمتي ابا ندارند دو قطب كاملا" مخالف روهاي گذشته بود كه خدا توفيق شناخت هر دو طيف را به من مرحمت كرد . اما انتخابات در فضاي بسيار مسموم و در محيطي كه چاپلوسي و پول حرف اول را مي زد برگزار شد و به حول و قوه الهي مردم فهيم اردكان از اين آزمون سربلند بيرون آمدند و چنان كردند كه از آنان انتظار مي رفت . و اكنون بار ديگر بايد براي ساختن بيشتر و بهتر اردكان تلاش كرد . دوران رقابت ها به سرآمده و ما بايد عزم خود را جزم كنيم تا نگين كوير ايران همچنان در راه تعالي و پيشرفت گام بردارد . و امروز يك روز بزرگ است ميلاد پيامبر رحمت و مغفرت؛ اين عيد فرخنده كه با عيد عزيز نوروز همراه و همزاد شده است بر شما مبارك باد.
منت گذاشتن آفت بخشش است .
سعی کن فرمانده روح خود باشی.
حوالي ساعت 12 امروز ظهر پيام كوتاهي به اين شرح دريافت كردم : آيت ا... توسلي در حال سخنراني در مجمع تشخيص مصلحت نظام سكته كرد و به ملكوت اعلي پيوست. باور اين حقيقت اگر چه برايم سخت و دشوار بود اما تقدير را گريزي نيست . ايشان يقيينا" يكي از بزرگان نظام و انقلاب بودند كه به درستي و دقت درد مردم را مي فهميدند و همواره دغدغه ايشان خدمت بود . به جرات میتوان گفت دراين ميان سيد محمد خاتمي يكي از ياران و همراهان بي نظير خويش را از دست داد . شايد برايتان جالب باشد اگر بشنويد كه آيت ا... توسلي در حال قرائت سند و يا نامه اي از امام بودند كه چنين حادثه تلخي اتفاق افتاد . ايشان به روايت دوستي در مقام دفاع از امام و نوه بزرگوارش و باز هم در راه حفظ اصالت انقلاب دعوت حق را اجابت كرد . روح بزرگش همواره از مغفرت الهي سيراب باد .
آن که بر خدا توکل کند مغلوب نشود .
شوي تبليغاتي رئيس جمهور لحظاتي پيش در ميدان آزادي به پايان رسيد . در سالروز پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي بار ديگر همه اقدامات مثبت به نام دولت نهم ثبت و سايرين به عدم برنامه ريزي ساختاري و كم كاري متهم گرديدند. گر چه اين موضوع براي اولين بار نبود كه توسط بالاترين مقام اجرايي كشور ارائه مي شد اما انتظار آن بود لااقل در صد كمي از گذشتگان و تلاشگران سال هاي نه چندان دور ياد شود . احمدي نژاد دولت خود را برآمده از نذر و نياز مردمي دانست كه از دينشان هزينه كرده و ايشان را انتخاب كرده اند كه اميدواريم مشكلات موجود نيز بدين طريق حل گردد. رئيس جمهور كار هاي انجام شده در دولت نهم را جهشي برشمرد و در اكثر موارد ايران را حائز رتبه نخست دانست و اساس برنامه ريزي كشور در گذشته را زير سوال برد البته ايشان از جمع آوري مطالعات گذشتگان خبر داد كه احتمالا" براي بايگاني در تاريخ جمع آوري شده است . همچنين ايشان با ارائه آمار و ارقام حيرت آور بخش هاي هفت گانه معيوب كشور را بر شمرد كه از آن جمله نظام توزيع ؛ بخش بانكي ؛ نظام يارانه ها و... بود . ايشان همچنين از عدالت نيز چون هميشه ياد كرد و عدالت را سوزاننده فساد و ثمره توحيد دانست . به هر حال بار ديگر درد ها گفته شد اما از درمان ونحوه بهبود امور كشور سخني به ميان نيامد . احمدي نژاد يك قول هم به مردم داد و آن اينكه در آينده نزديك درباره انتخابات و احتمالا" رد صلاحيت ها حرف خواهد زد
مي خواهم خود را و ديگر دوستان اصلاح طلب را به شدت سرزنش كنم ؛ مي خواهم چيزهاي كه در روزهاي اخير شنيده ام همه و همه خواب و خيال بوده باشد ؛ مي خواهم از خدا بخواهم تا بغض ورزان و كينه توزان را هدايت كند ؛ مي خواهم انتخاباتي در كار نباشد تا اين همه دلتنگ نشوم ؛ مي خواهم بدانم در اطرافم چه كساني التزام به اسلام دارند ؛ مي خواهم بدانم چرا سلايق شخصي و كينه هاي جناحي جاي قانون را گرفته است ؛ مي خواهم به درگاه خداوند شكايت نامردمي هايشان را ببرم ؛ مي خواهم كسي از من نپرسد چرا اوضاع كشور عزيزم چنين شده است ؛ مي خواهم بدانم صلاحيت بررسي كنندگان صلاحيت را چه كسي تاييد كرده است ؛ مي خواهم كسي پيدا شود تا همه حقيقت را به مردم بگويدو مي خواهم تنها باشم ....
انگار امروز تيغ تيز رد صلاحيت از همه ايام بي پرواتر شده و به دست كساني افتاده كه نه مصلحت انديشند و نه واقع بين ونه با وجدان . نبايد ديگران را محكوم كنييم زيرا خود بيش از هر كسي مقصريم . چرا كه خود كرده را تدبير نيست !... ما كشوري جهان سومي داريم كه همچنان در ساده ترين اصول دموكراسي درجا مي زند . ادعاي ما گوش فلك را كر كرده اما در كشور ما رقابت بي معني است و يا لااقل اكنون بي معني شده است . مي خواهيم در انتخاباتي شركت كنيم كه نه رقابتي در آن است ؛ نه مي توانييم به سلامتش سوگند بخوريم و نه به آزاد بودنش ايمان كامل داريم پس حداقل بستر رقابت را فراهم كنيد؛ ما از پس دو اصل ديگر بر مي آييم
از ديروز تا لحظاتي بيش كه خبر ها را رصد كرده ام از تاييد صلاحيت نماينده پرتلاش شهرمان خبري نيست البته خيلي مهم نيست اما به يك نكته بسنده مي كنم و آن اينكه اگر تابش صلاحيت وكالت مردم نجيب اردكان را ندارد پس براي همه آقايان متاسفم و به انتظار مي نشينم تا خورشيد حقيقت از پس ابر عوامفريبي و حب و بغض رخ بنمايد و فقط مي گويم چه ساده انقلاب فرزندانش را مي خورد.......
كم كم بايد به خيلي چيزها شك كرد . رد صلاحيت فله اي نامزدهاي انتخابات مجلس هشتم بيش از گذشته به من ثابت كرده كه بايد شك كرد به همه چيز . اول به آنها كه ادعا دارند كشور را دوست دارند و سعادت و رفاه مردم مد نظرشان است و چنين بي پروا با برگزيدگان ملت سر ناسازگاري دارند . دوم به آنها كه حب و بغض چشمان را تار كرده و حقايق را نمي بينند البته تاريخ و گذشت زمان همه چيز را هويدا خواهد كرد . سوم به آنها كه براي تاييد صلاحيتشان در پيشگاه ملت بسيار بايد تلاش كنند و تنها چاره كارشان پيروزي در ميداني بي رقيب است . چهارم به آنها كه تملق و چاپلوسي را به اوج رسانده اندوخدا مي داند كه چه سوداي در سر مي پرورانند اما اين كشور و انقلاب و نظام هرگز به واسطه اي شيطنت هاي آنان تضعيف نخواهد شد اگرچه چند صباحي باد مراد بر بيرق آقايان مي خورد و ... بگذاريد يقيين كنم كه آنها تنها به فكر منافع خويشند و تنها چيزي كه برايش مهم است صدرات ورياست و جاه و مقام است و لا غير . مردم بهانه و دستاويزي شده اند تا برخي به اهدافشان برسند و بيچاره مردمي كه آنها برايشان تعيين تكليف مي كنند . البته لازم است حساب اين عده قليل را از دلسوزان و هواداران ملت جدا كرد . حسابي كه اگر بستري مناسب به وجود آيد و در يك فرآيند آزاد و بدون تبليغات يكسويه صورت گيرد به يققين مردم خود تكليفش را مشخص خواهند كرد .و اكنون صبر پيشه مي كنم و نمي دانم به انتخابات با چه نگاهي بنگرم اما مطمئنم در حال حاضر رقابت بي معنا است مگر آنكه تنها هدف تشكيل مجلس باشد خواه مردمي خواه فرمايشي.
جاهل اسیر زبان خویش است.