تبليغاتX
راز خلوتیان

روز کارگررا به کارگران صبور و زحمتکش عزیز کشورمان که

 به حق پایه های استوار تولید هستند تبریک می  گویم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 0:42  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

آخرین شب چهار شنبه هر سال ٬ چهارشنبه سوری ٬ قشنگ و دیدنی و البته گاهی خطر آفرین٬ سنتی دیرین برای ایرانیان که برای هر کارشان فلسفه و حکمتی دارند٬ امید آنکه به کسی آسیبی نرسیده باشد ٬ خدای کند امنیت و آرامش همشهریان سلب نشده باشد و پیشاپیش عید بی نظیر نوروز بر یکایک شما شادباش باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 اسفند1390ساعت 1:19  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

جناب آقای دکتر محمد رضا تابش

پیروزی چشمگیر و غرورآفرین و معنا دار شما در نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را به حضرتعالی و مردم شریف شهرستان اردکان تبریک و تهنیت عرض می نمایم. امید آن دارم در ظل عنایات یزدان پاک چون گذشته پرتلاش و سخت کوش در ایفای مسوولیت خویش موفق باشید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 اسفند1390ساعت 0:53  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

۵ اسفند ماه هر سال روز مهندسی را جشن می گیریم . گر چه خود را هرگز از این جامعه بزرگ و تاثیر گذار نمی دانم اما بر خود فرض میدانم که این روز را به همه ی مهندسان در تمامی عرصه ها تبریک بگویم.

افتخار مهندسی نگرش نو و متفاوت آن به تمامی زمینه های زندگی است که امید وارم هر روز شاهد ملموس تر شدن آن باشیم .

بی شک در جامعه به شدت مدرن شده ی امروز نیاز به علم مهندسی اجتناب نا پذیر است . هر کشور و ملتی تنها با تکیه بر داده های علمی و مهندسی خود می تواند مسیر تعالی و رشد را طی کند .به هر روی امیدوارم مهندسان عزیز و پر تلاش کشورمان با پشتکار و به روز شدن اطلاعات خویش به عنوان سر آمدان مهندسی در جهان شناخته شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اسفند1390ساعت 23:48  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

 ۱۳۵۷ ٬کلاس اول دبستان آیت ا... فاضل اردکانی٬ روزهای پر شور انقلاب ٬آن روز ها با همه ی کوچکیم بزرگی انقلاب را می فهمیدم . میدانستم دگرگونی در راه است . امام را در روز دوازده بهمن برای اولین بار در تلویزیون خانه ی همسایه دیده بودم . راستی یک عکس کوچک امام را خریده بودم، عکسی که از روزنامه بریده بودند. مرگ بر شاه ٬درود بر خمینی ٬مسیر راهپیمای ها از سر کوچه ما (خیابان سعدی ) می گذشت و ...

 امروز سال ها از آن دوران با شکوه می گذرد .چیزهایی را اکنون می بینم که به گمانم عدول از آرمان های امام ٬ انقلاب و رهبری است. در آستانه ی عید انقلاب بارها از خود پرسیده ام چرا برخی از یاران انقلاب به حاشیه رانده شده اند ؟آیا واقعا"انقلاب فرزندانش را می بلعد ؟

 کتاب های معلم انقلاب- دکتر شریعتی- در ذهنم ورق می خورد .بی شک هزاران هزار جوانی که جان خویش را در راه آرمان های متعالی انقلاب و خمینی کبیر از دست داده اند از ما خواهند پرسید چرا ؟!...اینکه عده ی منافع خویش را در از بین رفتن تاریخ انقلاب می دانند؛ شک نکنید . آنان که انقلاب را می شناسند و در راه آن از بذل جان و مال خویش دریغ نکرده اند اکنون نیز حاضرند به پای ارزش ها و آرمان ها سکوت پیشه کنند تا خدای نا کرده به حیثیت نظام و انقلاب و مقام رهبری خدشه ی وارد نشود.

بی گمان وضعیت فعلی افراد ملاک است اما این مهم به این معنا نیست که نقش هر کس را که مخالف خود می دانیم از انقلاب حذف کنیم و تاریخ را آن گونه که باب میلمان است٬ بسازیم. واقع بین باشیم و باشید تا آیندگان وقتی در مورد ما به قضاوت می نشینند ..... 

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 بهمن1390ساعت 23:50  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

میلاد سراسر نور پیامبر رحمت و مغفرت حضرت محمد (ص) و نیز ششمین اختر تابناک آسمان امامت وولایت بر پیروان راستینشان تبریک و تهنیت باد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 بهمن1390ساعت 22:14  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

محرم با تمام اندوه و ماتمی که دارد حس عجیبی به من می دهد . علم ها برافراشته شده اند و ناله جانسوز عاشقان کربلا فضای شهرمان را روحانی و ملکوتی کرده است . هر جا می روی پرچم حسینی و بیرق عباسی در اهتزاز است. محرم برایم همیشه تازگی داشته و دارد . هرگز روایت مظلومیت حسین (ع)و یارانش تکراری و کهنه شدنی نیست. باید عاشق شویم تا قصه ی عاشورا را بفهمیم. وقتی خود را نوکری هر چند ناقابل و کوچک از خیل نوکران آقا می بینم باور کنید حس غروری وصف ناشدنی وجودم را فرا می گیرد . وقتی با کوله بار لبریز از گناهم این افتخار نصیبم می شود تا در خیمه گاه ماه بنی هاشم خدمتی هرچند مختصر کنم به شفاعت حسین زهرا(ع) و اولاد طاهرینش بیش از پیش یقیین می کنم. خدایا وقتی عظمت واقعه ی سال ۶۱ هجری در صحرای تفتیده ی کربلا را می بینم به کوچکی وحقارت آنان که آب را بر حسین(ع) و یاران بی بدیلش بستند ایمان می آورم . مصیبت شهادت بی نظیرترین انسان های تاریخ اسلام ،پر پر شدن شش ماهه ی رباب ، پر کشیدن قاسم و علی اکبر(ع)،تشنگی سقا و......تنها گوشه های از هزاران ماتم روز واقعه است. گر چه از درک عمیق حادثه عاشورا محرومم اما هم اینکه هر چند به ظاهر افتخار نوکری وارادت به آستان کبریایی حسین(ع) را دارم بی اندازه مسرورم.من را همین بس که هر جا که باشم دل بهانه ی خیمه گاه ابوالفضل(ع) را می گیردو تا نروم و در سرایش ننشینم آرام نمی شوم .

خدایا حب به خاندان زهرای مرضیه(س) را در دل من و خانواده ام فزونی بخش و از شفاعتشان محروممان مگردان.

آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1390ساعت 0:59  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

خدای بزرگ را شکر از دیشب بارش باران این نعمت بی بدیل و لطیف در شهرمان شروع شده که امیدوارم به فضل و رحمت یزدان پاک در طول پاییز و زمستان ادامه یابد تا بلکه از این خشکسالی لعنتی نجات پیدا کنیم البته قطعا" صلاح بندگان خویش را باریتعالی بهتر می داند . آب گرفتگی معابر و جوی های آب را به وضوح در سطح شهر دیدیم و دیدید گر چه به نظر آقایان خیلی مهم نیست اما ان شاا... شهردار و بر وبچه های نظام مهندسی و شهرداری که هم اینک توفیق دیدن دبی را دارند الگو های مناسب این کشور کوچک را ببینند و به کار گیرند البته تفریح و سیاحت جای خود دارد. سری هم به زیر گذر زدم که الحق سیستم دفع آب های سطحی آن فعلا" خوب جواب داده است باز هم خدای بزرگ را شکر.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1390ساعت 0:25  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

از اینکه دیشب بنا به دلایلی موفق به گفتن تبریک عید نشدم معذرت می خواهم. استاد بزرگواری داشتیم که همیشه می گفت :ماهی را هر وقت از آب بگیری میمیره . بگذریم ٬ امروز عید عبودیت و آخلاص را پشت سر گذاشتیم . امیدوارم عید بر همه ی دوستان خوش گذشته باشد .جا دارد گر چه با تاخیر عید قربان را به همه عزیزانم تبریک وتهنیت بگویم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آبان1390ساعت 23:37  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

خدای بزرگ را سپاسگزارم که امشب نیز توفیق زیارت فرزند فاضل و با تقوای امام راحل را به من عنایت فرمود.

حدود ساعت شش بعداز ظهر راهی منزل سرکار خانم خاتمی شدم تا هم احوالی از آقای خلیلی پدر بزرگوار شهید بپرسم و هم خبری از آقای خاتمی بگیرم . به هر حال با توجه به بیماری و کسالت آقای خلیلی و به درخواست خانم خاتمی بچه ها پراکنده شدند تا خدای نا کرده مشکلی به وجود نیاید . ساعت هشت شب به اتفاق همسر بزرگوارم و دختران عزیزم -غزل و نیایش- راهی گلزار شهدا شدم تا دیدار یار آشنا را از دست ندهم . خدا را شکر به موقع هم رسیدم . نگرانی در چهره روحانی و نورانی ایشان به وضوح قابل درک بود . ایشان از یک سو نگران مادر فرزانه خویشند که دارای کسالت است و هم نگران مشکلات کشور و نظام جمهوری اسلامی. در سخنان کوتاهشان نیز به نگرانی دوم اشاره کردند و از خداوند خواستند تا مشکلات کشور رفع وتوطئه ها خنثی گردد. دلم به حال آنانی که سید بزرگوار را جدا از نظام می دانند سوخت .بدا به حالشان و افسوس که ازدرک حقیقت محرومند . شاید اگر خیلی ها به اندازه یک هزارم ایشان نگران نظام مقدس جمهوری اسلامی بودند وضعیت کشورمان به مراتب بهتر بود . بگذریم قصد ورود به مباحث سیاسی را ندارم.امشب پس از مدت ها با نماینده محترم شهرمان نیز احوالپرسی و دیده بوسی کردم .مثل همیشه با عزت واحترام با من برخورد کرد .خدا ایشان را نیز موید بدارد.

+ نوشته شده در  جمعه 13 آبان1390ساعت 0:51  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

خدای بزرگ من . از تو می خواهم لباس عافیت بر تن تمامی بیماران به خصوص مادر بزرگوار و عزیز شهرمان والده ی مکرمه ریاست جمهوری سابق کشورمان- دکتر سید محمد خاتمی - بپوشانی و ایشان را که الحق یکی از زنان با تقوای دیارمان است سال ها برای ما حفظ بفرمایی

. آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آبان1390ساعت 23:15  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

کوروش کبیر:

چه ساختن هایی که مرا سوخت و چه سوختن هایی که مرا ساخت. خدای من ،مرا فهمی عطا کن که از مقصد سوختنم ،ساختنی آباد ازمن به جا ماند.

+ نوشته شده در  شنبه 30 مهر1390ساعت 0:56  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

امشب یکی از بی نظیرترین شب های عمرم را پشت سر گذاشتم . جای دوستداران خاتمی عزیز خالی بود .من و چند تن از دوستان امشب را میهمان مادر بزرگوار دکتر خاتمی بودیم و در غایبش ۶۹ سالگیش را با حاجیه خانم ضیایی و سرکار خانم خاتمی و سردار حسین فیض جشن گرفتیم . جمعی کوچک و خودمانی. بیشتر از سردار اندیشه و قلم حرف زدیم و من زوایای ناشناخته ی از ایشان را از زبان مادر و خواهرش شنیدم . بهرحال خوش گذشت . فکر کنم مشروح این مراسم و عکس ها را می توانید در وبلاگ  آقاسید حسین ببینی.

+ نوشته شده در  جمعه 22 مهر1390ساعت 23:49  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

شصت ونه سال پیش مردی در همین نزدیکی دیده به جهان گشود و  فکرو ایده و اندیشه اش جهانی شد و خلقی را به تحسین وا داشت. او زندگی را در مهربانی و عطوفت و گذشت دید و هرگز از نیستی و مرگ سخن نگفت . او قهرمانی بود که همه را در راه رسیدن به اهداف بلند انسانی قهرمان می دانست.

خدایا او که دریایی از مهر و عشق است را از جمیع بلایا حفظ کن و بر عمر پر عزتش بیافزا تا ۱۲۰سالگی اش را جشن بگیریم.تولد خورشید پر فروغ دلدادگی و شیدایی حضرت حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید محمد خاتمی اردکانی را به دوستداران بیشمارش تبریک میگویم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مهر1390ساعت 23:57  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

سید مدونستم آخروش رضایت مدی .کار خوبی کردی. امیدوارم پشت این مدیرای غیر بومی پهن نشه. از قدیم مگفتن لذتی که تو بخشش هه هرگز تو انتقام نیست. خدا خیرود بده.

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مهر1390ساعت 23:51  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

جمعه با تمام غم های غروبش رو به پایان است و شنبه آغازی دیگر در راه است . باور این رفتن و آمدن ها ست که ما رابه زندگی امید وار می سازد . شاید اگر جمعه تکرار پایان یافتن ها نبود ما هرگز به زندگی روی خوش نشان نمی دادیم . اگر شنبه تکرار آغاز ها نبود ما هرگز برای رسیدن به پایانی نیک و خیر تلاش نمی کردیم . این روزها بیشتر از همیشه به اعمال و رفتارم می اندیشم . ندای درونی خبر از خبری می دهد و من به مرگ و زندگی اخروی بیشتر فکر می کنم . دوستانم و دوستی هایم را در جعبه ای از جنس زمان حبس کرده ام و تنها به عشق و عاشقی دل بسته ام . شاید حرف هایم خیلی مفهوم نباشد اما احساسم می گوید تغییرات فراوانی در راه است که مرا نیز در بر خواهد گرفت . ذهنم طوفانی است و نمی دانم این طوفان چه کسی و یا چه چیزی را نابود خواهد کرد اما نیک میدانم ویرانیش اجتناب ناپذیر است . اکنون که می نویسم آرامشی غیر قابل وصف وجودم را در بر گرفته است فارغ از بسیاری مادیات و ... هستم . به بی وفایی بعضی و نا مردی برخی دیگر توجهی ندارم . این روزها خدا را بهتر شناخته ام و او را در کنارم پیدا کرده ام . میخواهم همه چیز را به او بسپارم چرا که یقیین دارم او آگاه ترین است. وقتی ناملایمات دنیا سخت مرا تحت فشار می گذارد آنگاه بهتر می بینم و درک میکنم و می اندیشم...........

+ نوشته شده در  جمعه 8 مهر1390ساعت 23:47  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

تا ساعاتی دیگر اول مهر در سومین روز مهرماه آغاز می شود . مهری که برای همه مخصوصا" من خاطرات شیرین و تلخ فراوانی را یاد آور می شود . مطلب نسبتا" طولانی را تدارک دیده بودم که متاسفانه لحظاتی پیش از اتفاقی که برای دوست عزیزمان افتاده مطلع شدم . باور کنید هنوز در شوک این حادثه هستم .حادثه ای تلخ چون زهر. اولا" از  سید بزرگوار به دلیل قصور و کوتاهیم در احوال پرسی شدیدا" عذرخواهی می کنم و خدا را شاکرم که ایشان در سلامت کامل به سر می برند. دوما"حمایت و پشتیبانی خود را از این طریق به آقای پایدار اعلام می کنم. دوست عزیز . استوار و مقاوم پیگیر باش ما نیز در این راه نه تنها برای احقاق حق شما بلکه برای احقاق حقوق کارگران اردکانی در مقابل اجنبی ها و نیز اعاده حیثیت اردکان و اردکانی همراه شما هستیم. برای ریشه کن کردن علف های هرزی که خاک پاک اردکان را نشانه رفته اند باید هزینه کرد. سید حسین گرامی. آن روز که من وتو و ما نوشتیم مواظب باشید گوشی بدهکار نبود . اکنون نیز با توکل بر خدا به شکایتت ادامه بده ومطمئن باش حق گرفتنی است. ای کاش می شد بعضی چیز ها را در گوش مسوولان فرو کرد اما متاسفانه تنها چیزی که به جایی نمی رسد فریاد است. آن دستی که صورت شما را کبود کرد اگرامروز قطع نشود فردا و فرداهای دیگر فرزندان عزیزمان چون برده باید در کارخانجات صنعتی جان بکنند و جرات حرف زدن را نیز نداشته باشند . من نه از نماینده محترم و نه از امام جمعه معزز و نه از هیچ مسوولی انتظار ندارم تا این روند نا مبارک که چند صباحی است واحدهای تولیدی بزرگ شهرستان را به لجن کشیده است را متوقف کنند . ما باید خود حق خویش را مطالبه کنیم . و کلام آخر آنکه خدا را شکر  که شما (آقای پایدار) این بار قربانی شدید چون مطمئنم این موضوع به سرانجام خوشایندی برای جامعه کارگری شهرمان خواهد رسید و تو خود نیک می دانی چه ستم های که به کارگران عزیز می شود و آنها تنها از ترس از دست دادن شغلشان لب باز نمی کنند......

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 مهر1390ساعت 0:36  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

امروز وقتی تابلوی "دانشکده طب سنتی اردکان " را دیدم بسیار خوشحال و مسرور شدم . اول از هر چیز خدا را شکر کردم و بعد از آن از اعماق قلبم برای کسانی که در فکر آبادانی و سر بلندی اردکان عزیز هستند سلامتی و سعادت آرزو کردم . باید باور کنیم اردکان واردکانی لیاقت داشتن بسیاری از چیزها را دارند که متاسفانه در گذر زمان برخی از این حقوق تضییع شده است . اما خدا را شکر کم کم شهرمان از هر حیث می رود تا جایگاه واقعی خویش را به دست آورد . اکنون زمانی است که وحدت مسوولان می تواند جهش بزرگ اردکان را در پی داشته باشد . باید مصصم بود و هوشیار . باید دست در دست هم از منیت و خود خواهی عبور کرد تا قله های پیشرفت یکی پس از دیگری فتح شود . مدیریت آنچه داریم و آنچه می خواهیم بسیار حایز اهمیت است . باید بکوشیم پیشرفت وتوسعه متوازن را مد نظر قرار دهیم . همه چیز دست یافتنی است تنها باید خود را و اردکانی بودن خود را باور کنیم . به امید سربلندی ایران عزیز و اردکان پر افتخار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1390ساعت 0:52  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

این روزها همه جا صحبت از پیشرفت های غیر قابل انکار اردکان در اکثر زمینه هاست . واقعیت هم چیزی جز این نیست . اما چرا خیلی ها نگران وضع موجود هستند جای سوال دارد . مگر پیشرفت و ترقی چیز خوبی نیست ؟البته که هست اما باید بسیاری از جنبه ها را رعایت کرد و اسیر توسعه در یک بعد خاص نشد . من تنها به عنوان یک شهروند و نه یک کارشناس بسیار نگران توسعه در برخی جنبه ها و متاسفانه در جا زدن در بخش دیگری هستم . باور کنید هر انسان منصفی از دیدن این همه ترقی و توسعه خصوصا" در بخش صنعت به وجد می آید اما وقتی می شنود در همین بخش چه جفا ها و ستم های به کارگران زحمتکش می شود حلاوت این همه پیشرفت در کامش چون زهر می گردد. من اطمینان دارم کارگران عزیز بخصوص همشهریان بزرگوارم با تلاش خودشان و حمایت مسوولان حقوق حقه خود را به دست خواهند آورد اما سوال اساسی این است که چرا دیگرانی که دوست ندارم نامی از آنها ببرم به خود حق می دهند رفتارهای بعضا"ظالمانه و حاکمانه با جوانان بی نظیر اردکانی داشته باشند . روی سخنم با مدیران و مسوولان واحد های صنعتی و معدنی اردکان بزرگ است :آقایان محترم ٬اکنون که فرصت خدمت به مردم بزرگوار اردکان نصیب شما شده است بجاست این نعمت را قدر شناس باشید و اسیر توهم خود بزرگ بینی نشوید چرا که اردکان و اردکانی بر سر عزت و منزلت و کرامت خویش با هیچکس به اندازه ی پشیزی معامله نخواهد کرد . پس حداقل نگران منافع بادآورده خود باشید که از صدقه سر این مردم شریف نصیب شما گردیده است.........

+ نوشته شده در  جمعه 11 شهریور1390ساعت 0:6  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  | 

رمضان ماه خدا رو به پایان است . متاسفانه من که موفق به روزه گرفتن نشدم اما خوشا به سعادت آنها که لذت عبادت خداوند را در این ماه چشیدند البته من هم توفیق داشتم تا شب های احیا و قدر را در جوار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج باشم و جلوه های بی نظیری از ارادت مومنان ومخلصان واقعی را از نزدیک نظاره کنم .جای همه دوستان خالی بود عظمت و شکوه حضور مردم در یک مراسم مذهبی بی نظیر در قطعه ی از بهشت (مشهد الرضا ) با هیچ ادبیاتی قابل توصیف نیست . امیدوارم این فرصت طلایی در سال های آتی برای همه عزیزان فراهم گردد. بهر حال خوشا به حال آنان که رمضان را به خوبی درک کردند و از آن بهره های فراوان  بردند.....عید سعید فطر آغازی است بر بندگی کسانی که عبد خدا بودن را خوب تمرین کرده اند . این عید بزرگ را پیشاپیش به همه مومنان و مسلمانان و دوستان و عزیزانم تبریک و تهنیت می گویم به امید روزی که در آن روز گناه و ریا و دروغ جای نداشته باشد .

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 شهریور1390ساعت 0:39  توسط محمدعلی اشرف پور اردکانی  |